داستان زیبای شاخه ریشه دار

داستان زیبای شاخه ریشه دار

که توسط برادرم محمد حسین در آخرین سال زندگیش نوشته  شد .

او در سال ۸۴ و در هنگام جدال با بیماری سرطان خون این داستان رو نوشت

میتوانید از اینجا دانلود کنید با حجم ۲۵۰ کیلو بایت.

؛در صورت دیدن غلط املایی زیاد سخت نگیرین؛

/ 5 نظر / 3 بازدید
رضا

ممنون نگفته بودی برادرت فوت کرده خدا رحمتش کنه[گل]

فهیمه

سلام کاظم حالا چرانیکبختو میبردن خونشون ؟مگه تحفه است؟[نیشخند][نیشخند][نیشخند][نیشخند] جالب مینویسی ها[قلب]

فهیمه

تو که منو لینک نکردی[سوال][قهقهه][نیشخند][گل]

فهیمه

سلام مرسی [قلب][نیشخند][نیشخند] راستش اولش که وبلاگتو دیدم دیدم اون بالا نوشته سیاست کاذب وسکس واینا...[نیشخند]گفتم این که بهش نمیخوره توی این کارا باشه[نیشخند]امروز که اومدم دیدم نوشته اینجا پیدانمیکنید[نیشخند][نیشخند]

فهیمه

راستی من باچه اسمی لینکت کنم؟[شوخی]