فرصتی برای نوشتن *** KAZEM KHATIBI ***


+ گناه من

گناهی ندارم
ولی قسمت اینه
که چشمای کورم
به راهت بشینه
برای دل من
واسه چشم خستم
منی که غرور رو
تو چشمات شکستم
سر از کار چشمات
کسی در نیاورد
که هر کی
تورو خواست
یه روزی بد اورد
برای دل من
واسه چشم خستم
منی که غرور رو
تو چشمات شکستم
واسه من که
بر عکس کار زمونه
یکی نیست که
قدر دلم رو بدونه
گناهی ندارم
ولی فسمت اینه
که چشمای کورم
به راهت بشینه
هنوزم
زمستون به یادت بهاره
تو قلبم
کسی جز تو جایی نداره
صدای دلم
ساز نا سازگاره
سکوتم به جز تو
صدایی نداره
تو خواب و خیالم
همش فکر اینم
که
دستاتو یازم
تو دستام ببینم
ولی حیف از این خواب
پریدم که بازم
با چشمای کورم
به راهت بشینم
سر از کار چشمات
کسی در نیاورد
که هر کی
تورو خواست
یه روزی بد اورد
برای دل من
واسه چشم خستم
منی که غرور رو
تو چشمات شکستم

نویسنده : کاظم خطیبی ; ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱۳۸٧/٥/۱٠
comment نظرات () لینک