فرصتی برای نوشتن *** KAZEM KHATIBI ***


+ قبولی ارشد

سلام بروبچ

در حالی که ماه هفتم خدمت رو به اتمام است و من در مرخصی به سر میبرم جالبه به اطلاعتون برسونم که ارشد قبول شدم اونهم انتخاب اولم یعنی برنامه ریزی شهری در علو و تحقیقات تهران ....

راستش کمی دو دل بودم که آیا برم یا نرم ... چون از وسط خدمت رفتم بهد ها برگشتنش یکم مشکله که بالاخره کنار اومدم با خودم و حالا تصمیم دارم برم ...

سحرگاهان که مخمور شبانه
گرفتم باده با چنگ و چغانه
نهادم عقل را ره توشه از می
ز شهر هستیش کردم روانه
نگار می فروشم عشوه‌ای داد
که ایمن گشتم از مکر زمانه
ز ساقی کمان ابرو شنیدم
که ای تیر ملامت را نشانه
نبندی زان میان طرفی کمروار
اگر خود را ببینی در میانه
برو این دام بر مرغی دگر نه
که عنقا را بلند است آشیانه
که بندد طرف وصل از حسن شاهی
که با خود عشق بازد جاودانه
ندیم و مطرب و ساقی همه اوست
خیال آب و گل در ره بهانه
بده کشتی می تا خوش برانیم
از این دریای ناپیداکرانه
وجود ما معماییست حافظ
که تحقیقش فسون است و فسانه

نویسنده : کاظم خطیبی ; ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٩/٦/٢۳
comment نظرات () لینک