فرصتی برای نوشتن *** KAZEM KHATIBI ***


+ تولد

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : کاظم خطیبی ; ساعت ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٧/٤/٢۳
تگ ها: حضرت علی و پدر و مرد و تولد
comment نظرات () لینک

+  

هووووورا ......

بالاخره

امتحانها

تموم شد

نویسنده : کاظم خطیبی ; ساعت ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳۸٧/٤/٢۳
تگ ها: امتحان و پایان و هورا و پدر
comment نظرات () لینک

+ یک سوتی

مشاهده یادداشت خصوصی

نویسنده : کاظم خطیبی ; ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸٧/٤/٧
comment نظرات () لینک

+ خاطره

بعد از چند مدت بالاخره جو ما رو گرفت و روز قبل از یکی از امتحان هام گفتم بیام یک آپکی بکنیم .

جریان این آپ ما بر میگرده به سال اول راهنمایی من که سر کلاس درس ریاضی نشسته بودیم و یکی از دبیرانمان به نام آقای پریداد داشت نمره های ریاضی رو اعلام میکرد که من تا اونجا که یادم هست به نمره خودم معترض بودم و وقتی که اعلام کردم پاسخ سردی از طرفش شنیدم . واسه همین وقتی که زنگ خورد تمام بچه ها دورش رو گرفته بودن و داشتن بحث میکردن که من تو اون شلوغی دستم رو دراز کردم ( خواندن این قسمت برای افراد زیر و بالای 18 سال تبعات منفی خواهد داشت ) و ویشگون نیشخند آبداری از پشتش کندم و خودم رو زدم به اونطرف و بدون اینکه بتونه تو اون شلوغی برگرده طرف من سریع معرکه رو داشتم ترک میکردم که یک دفعه دیدم یک نفر مچ دستم رو گرفت با تعقیب مچ دست #-------- دیدم که بله سر این دست چسبیده به کله دبیرمون و با لبخندی طعنه دار گفت : آقای خطیبی ساعت بعد وایستین کارتون دارم .....

( هر چند که سرنوشت این گونه رقم خورد که ساعت بعد ما بودیم و دبیر نبود . حالا کجا بود خدا می دونه ولی در این موضوع یادش رفت و ما شدیم رفیق فابریک این دبیرمون )

نویسنده : کاظم خطیبی ; ساعت ٩:۱٠ ‎ب.ظ ; جمعه ۱۳۸٧/٤/٧
comment نظرات () لینک