فرصتی برای نوشتن *** KAZEM KHATIBI ***


+ سایت مستقل گروه جغرافیای دانشگاه آزاد مشهد

سلام

اومدم بگم که من از وقتی قالب وبلاگم رو عوض کردن بازدیذ کننده کمتر شده . این پرشین استیت هم که فعلا قات زده خودم هم وارد وبلاگ میشم باز هم مینویسه صفر ... معلوم نیست کی باز دوباره درستش کنن . خوبه من یک شمارنده دیگه هم تو وبلاگم گذاشتم . ولی نکته جالب این بود که وبلاگ قبلی که بالاش مثلا نوشتم در این وبلاگ س.ک.س ، موزیک راک ، دختر ، و سیاست را پیدا نمیکنید بسیار جلب توجه داشته و جالبتر دیدم که یه جایی با همین عناوین به من لینک داده .... این بالاترین هم که فعلا قات زده ( البته قات که نمیشه گفت چون دارن میقاتوننش " چه کلمه ای " ) واسه همین مراسم پرسه من در سایت های مختلف خیلی بیشتر شده. امیدوارم که زود تر درستش کنن . راستی سایت مستقل گروه جغرافیا (گروهه منه ، گروهه منه ) هم راه افتاد عزیزان تشریف ببرن و تماشا نمایند .

سایت مستقل گروه جغرافیای دانشگاه آزاد مشهد

نویسنده : کاظم خطیبی ; ساعت ٤:٠٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٧/٢/۳۱
comment نظرات () لینک

+ بهترینها و فورایت من ....

بهترین سایت برای دانلود مستقیم فیلم

دانلود ایران

بهترین سایت برای دانلود غیر مستقیم فیلم

دانلودز

بهترین سایت برای دانلود کلیپ تصویری خارجی

دی دی ال ۲ آلیو

بهترین سایت دانلود موزیک

ایران سونگ

پرشین وان

بهترین سایت دانلود بازی های کوتاه و کم حجم

 گیم ۲ دانلود

بهترین سایت برای دانلود متن آهنگ ها

یه محل

بهترین سایت دانلود نرم افزار

پی سی ورلد

بهترین سایت اطلاعات

 تبیان

 

نویسنده : کاظم خطیبی ; ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٧/٢/۳٠
comment نظرات () لینک

+ خدایا ....

رفیق من سنگ صبور غمهام
به دیدنم بیا که خیلی تنهام

هیچکی نمیفهمه چه حالی دارم
چه دنیای رو به زوالی دارم

مجنونم و دلزده از لیلیا
خیلی دلم گرفته از خیلیا

نمونده از جوونیام نشونی
پیر شدم, پیر تو ای جوونی


تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست

اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش




اگر بیای همونجوری که بودی
کم میارن حسودا از حسودی

صدای سازم همه جا پر شده
هر کی شنیده از خودش بیخوده


اما خودم پر شدم از گلایه
هیچی ازم نمونده جز یه سایه

سایه ای که خالی از عشق و امید
همیشه محتاجه به نور خورشید


تنهای بی سنگ صبور
خونه ی سرد و سوت و کور
توی شبات ستاره نیست
موندی و راه چاره نیست



اگرچه هیچکس نیومد سری به تنهاییت نزد
اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش

نویسنده : کاظم خطیبی ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٧/٢/٢۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ تجربه

امروز هم گذشت
فکر به آینده و درس از گذشته .....
نمیدونم تو این مدت که از عمرم گذشته چقدر تجربه کسب کردم ....
اما هنوز که وارد جامعه میشم باز هم تفاوت رفتارها و عملکرد ها رو میبینم
گاهی فکر میکنم برای بهترین زندگی باید به تعداد آدم ها رفتار مختلف رو بشناسی
 
اما کاش که فقط همینطور بود ...
گاهی وقت ها بایکی صحبت میکنی اندازه
۱۰
روزت انرژی میگیری
 
اما فرداش ممکنه دوباره با همون فرد برخورد کنی و طوری باهات برخورد میکنه
که فکر میکنی یک ثانیه زندگی بیشتر برات جهنمه....
پس اینطوری باید معادله ای رو جور کرد نجومی ....
در هر حال این معادله برای همه جور در نمیاد چون یک عده رو که اگر بهشون فحش
هم بدی اینقدر بی خیال
هستن که فکر میکنی داری با دیوار صحبت میکنی
خب طبیعتا اینطور آدم ها از اون افرادی هستن که مقام و جایگاهی رو اگر بدست بیارن باد آورده است و باد آورده رو باد میبره .....

 

نویسنده : کاظم خطیبی ; ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳۸٧/٢/٢۳
comment نظرات () لینک

+ ....How to go to eden

Keep Right and continue to your way

نویسنده : کاظم خطیبی ; ساعت ٧:٥٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٧/٢/۱۸
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ حذف صفحه سوال در مورد کاربر در ویندوز xp

 خیلی وقت بود برای دانلود های شبانه و حتی اسکن ویروس کامپیوتر را برنامه ریزی میکردم و خود به خود تا صبح برنامه هایی که میخواستم رو انجام می داد . اما این اواخر به مشکلی برخوردم که هنگامی میخواست وارد ویندوز شود صفحه Login  ویندوز باز میشد و تقاضای نام کاربری میکرد که عملا یک نفر باید اون رو ok میکرد برای حذف این پرسش مدتها جستجو کردم که به طور اتفاقی برای انجام کار دیگه به این قسمت ویندوز وارد شدم و توانستم این صفحه رو حذف کنم که گفتم بد نیست با خیلی از دوستان که این مشکل رو دارند در میان بذارم .بعد از وارد شدن به ویندوز روی منو Start کلیک سپس گزینه RUN را انتخاب کنید ودر جای خالی عبارتControl userpasswords2  را تایپ کنید. پنجره باز شده دارای دو TAB به نام های  Advanced & Usersمی باشد.   Users TABرا انتخاب کرده و تیک گزینهMust enter a username and password to use this computer User را برداریدبا برداشتن تیک این گزینه دیگر هنگام ورود به ویندوز از شما پسورد گرفته نمی شود.(در صورت پرسیدن برای وارد کردن رمز کادر ها را خالی بذارید و Ok  کنید .)بعد از این کار پنجره سوال کردن در مورد User  حذف می شود اما بعد از Restart  متوجه میشوید که مستقیم وارد User  با نام Administrator  میشود و وارد User  شما نمیشود برای رفع این مشکل دوباره وارد همان پنجره قبلی شوید ( که در بالا گفته شد ) و در Tab  ، Advanced بر روی دکمه Advanced  کلیک کنید در پنجره باز شده بر روی گزینهUser  کلیک کنید و تمامی  User  ها  به غیر از User  با نام خودتان را غیر فعال کنید برای این کار بر روی نام هر User  کلیک راست کرده و گزینه Properties را انتخاب و گزینه Account is Disable  را تیک بزنید . با این کار از این به بعد مستقیم وارد User  خودتان میشود .
نویسنده : کاظم خطیبی ; ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٧/٢/۱٧
comment نظرات () لینک

+ شقایق

گفتی اگه ببینم
           یاد من از دلت رفت
                         یادم تو را فراموش
                                       یادم تو را فراموش


گفتم که شعله وجودت
                حتی اگه بمیرم
                              در من نمیشه خاموش

قدم زدیم دویدیم
             به دشت گل رسیدم
                           یه دشت پر شقایق
                                          شقایق های عاشق


با غنچه شقایق
           برام نگینی ساختی
                   وقتی به من سپردیش
                                   گفتی که شرطو باختی

گفتم که این شقایق
                  رو قلبمه همیشه
                              حتی اگه بمیرم
                                             ازم جدا نمیشه
نویسنده : کاظم خطیبی ; ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۳۸٧/٢/۱٤
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ 3 نکته مهم

اول از همه ارتقا پیج رنک یا همون pagerank  گوگلی وبلاگم رو به درجه 3  که نشان از توانایی های بالای  مدیریت وبلاگ دارد رو به اطلاع همه دوستان و آسنایان می رسانیم به همین مناسبت مجلس بزمی با حضور گروه آریان و دعوت اختصاصی از کریستی برگ و همچنین گروه bad boys blue  که بصورت افتخاری در این مجلس شرکت کردند در سالن کنفرانس اسلامی برگزار شد .

-----------------------------------

یکی از بهترین دوستانم گفت که امیدوارم بارسا بازی با منچستر خودش رو ببره . ما هم نشستیم به دعا کردن - نمیدونم چرا اینطوری شد . فقط قول میدم از این به بعد اینگونه دعاهایم رو فقط یرای تیم خرسپولیس بین المللی انجام بدم .

---------------------------------

نکته دیگه این هست که دارم تو زندگی به موفقیت هایی میرسم که البته اگر چشم نزنید احتمالا ادامه خواهد داشت . البته این موضوع جنبه مالی نداره و فقط بحث شخصیتی خودم است چون اساسا شخصیت انسان خیلی فرق داره با اون چیزی که نشون میده و اگر آدم بتونه این درون و برون خودش رو باهم یکی کنه بهترین شرایط رو برای خودش بوجود میاره. در این راه اول از همه از خدا تشکر میکنم که همیشه من رو همراهی کرد و من رو از بحران ها بیرون کشید و بعد از این از دوست ژورنالیست خوبم و همچنین دوستانی که در دانشگاه همراهم بوده اند . چون بحث شخصیت درونی مسئله ای است که هسته اصلی اون در جامعه شکل میگیره و غیر بحث شخصیت بیرونی است که در خانواده شکل میگیره و نیاز به تمرین اساسی داره . امیدوارم پیج رنک گوگلی شخصیتم 10 بشه تا بتونم بیشتر به ایران و ایرانی خدمت کنم و صد البته خدمتی که تمام مزایایش برای خودم برمیگرده .

 

نویسنده : کاظم خطیبی ; ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱۳۸٧/٢/۱۱
comment نظرات () لینک

+ سوتی ها

یکی از بهترین دوستانم چند وقت پیش کار جالبی کرده بود و سوتی هایی که براش اتفاق می افتاد رو مینوشت من هم تصمیم گرفتم سوتی که امروز برای خودم اتفاق افتاد رو بنویسم ...

امروز بعد از ...

خاطره اول حذف شد ... شرمنده

 

-------------------------------------------------------------

خاطره دیگه که خیلی باحال بود و باز هم اتوبوس تو یک قسمت هاییش هست اینکه با یکی از دوستام بعد از کلاس تصمیم گرفتم که به خونه بریم و دوستم دائما بین راه به من میگفت یک کاری باید میکرده اما یادش نمیاد و من هم بهش گفتم : حتما خیر نیست بی خیال شو .... هیچی دیگه ساعت ۸ شب سوار اتوبوس شدیم و بعد از پیاده شدن گفت بیا در خونه یک کتاب جالب بهت بدم بعد برو خونتون و من هم قبول کردم و باز هم دائما تکرار میکرد یک کاری بوده باید انجام میداده . بالاخره رسیدیم در خونشون و دست کرد تو جیبش که کلید هاش رو در بیاره که ناگهان رنگش پرید . گفتم چی شده . دستش رو درآورد و یک سوییچ بهم نشون داد . گفتم خب که چی ؟ گفت حالا یادم اومد چی کار داشتم !!!! گفتم چی کار داشتی ؟ گفت من امروز با ماشین اومده بودم دانشگاه ...........

نویسنده : کاظم خطیبی ; ساعت ۸:٠٧ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳۸٧/٢/۳
comment نظرات () لینک